مرکز توانبخشی نیکان مراغه


مصاحبه با مددجو - زهرا - حرف خصوصی

Article Index

 

ازدواج کردی ؟

همه فکر می کردن اگه من ازدواج کنم (حتی با سن کمی که داشتم) برام خیلی بهتر میشه ولی کاش ازدواج نمی کردم .

سابقه بستری شدن در مراکز دیگر رو داری ؟

من اولین بار در سال 1382 در مجتمع ارشاد تبریز بودم و بعد از چند ماه منو به توانبخشی توانا منتقل کردن . و حالام که اینجام .

میشه برام بگی کی رو بیشتر دوست داری ؟

خوب معلومه خانم دکتر رو

از کی خیلی بدت میاد ؟

فقط پدرم

به چی علاقه داری ؟

به خوندن کتاب و مجله علاقه دارم . ولی گلدوزی رو هم دوست دارم .

آرزوت چیه ؟

ادامه تحصیل دادن و گرفتن دکترای مترجمی زبان و رفتن به مکانهای زیارتی

اولین کلمه ای که با شنیدن کلمات پایین به ذهنت میرسه ؟

مادر : نمی خوام

پدر : ندارم

خدا : دوسش دارم

آینده : کاش از این بهتر بشه

آرزو : میخوام به همه آرزوهام برسم

خانم دکتر : دنیامه

حرف نگفتت ؟

اول از همه از خانم دکتر مهاجران و بعد از همه پرسنلی که تا به امروز برای من زحمت کشیدن نهایت تشکر و دارم.

این دختر هر زهرای دیگری میتونه باشه . شاید نتونیم برای همه ی این بیماران کاری انجام بدیم . اما برای بعضیاشون چرا،راه حلی هست .

 

شما اینجا هستید: خانه فعالیتها مصاحبه های مددجویان مصاحبه با زهرا