از سلامت و بهداشت روان بيشتر بدانيم

دوشنبه, 12 فروردين 1392 ساعت 00:31 نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بيماري‌هاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته و هيچ فردي، از هيچ طبقه اقتصادي – اجتماعي خاصي، در مقابل آن‌ها مصونيت ندارد. بيماري رواني خطري است که بشر را همواره تهديد مي‌کند.

خوشبختانه نهضت بهداشت رواني در نيم قرن اخير، افکار غلط و خرافات را در مورد اين بيماري‌ها کنار گذاشته و نشان داده است که بيماري‌هاي رواني، قابل پيشگيري بوده و در صورتي که مانند ساير بيماري‌ها به موقع تشخيص داده شود و تحت درمان قرار بگيرد عوارض آن‌ها کاسته خواهد شد.

بيماري‌هاي رواني از زمان‌هاي قديم وجود داشته‌اند. پس بهداشت روان را مي‌توان يکي از قديمي‌ترين موضوعات به شمار آورد. بطوريکه بقراط در حدود 400 سال قبل از ميلاد عقيده داشته‌ است که بيماران رواني را مانند بيماري جسمي بايد درمان کرد.

تقريباً از سال 1930 يعني بعد از تشکيل اولين کنگره بين‌المللي بهداشت روان بود که اين رشته بصورت جزئي از علوم پزشکي درآمد و سازمان‌هاي روانپزشکي و مراکز پيشگيري در کشورهاي پيشرفته يکي بعد از ديگري فعاليت خود را شروع کردند.

در کشور ايران نيز عليرغم آنکه از زمان محمد بن زکرياي رازي و بعد از آن، ابوعلي سينا به بيماران رواني (ديوانگان آن زمان) توجه داشته و براي درمان آنها از دستورات مختلف دارويي و روش‌هاي گوناگوني همچون تلقين استفاده مي‌کردند، ولي به طور رسمي درسال 1336 برنامه‌هاي روانشناسي و بهداشت روان از راديوي ايران آغاز شد و در سال 1338 اداره بهداشت رواني در اداره کل بهداشت وزارت بهداري وقت، تشکيل شد.

اگر چه از سال 1319 تدريس بيماري‌هاي روانپزشکي در دانشگاه تهران آغاز شده بود اما با ايجاد شبکه‌هاي بهداشتي درماني در کشور، موضوع بهداشت‌روان به منزله جزء نهم خدمات اوليه بهداشتي پذيرفته شد و در حال حاضر نيز مورد توجه است.

براي رسيدن به مفهوم سلامت روان در ابتدا بايد تعريف مشخصي از سلامت داشته باشيم.

سلامت را به دو روش مي‌توان تعريف کرد. طبق تعريف منفي، ‌سلامت عبارت از فقدان بيماري و طبق تعريف مثبت، سلامت با ارتقاء بهداشت مرتبط است.

حتي در افراد سالم سلامت سطوح مختلفي دارد. بهداشت روان نيز چيزي فراتر از فقدان يا نبود بيماري رواني است. بعد مثبت بهداشت روان كه سازمان بهداشت جهاني نيز روي آن تكيه دارد، در تعريف سلامتي لحاظ شده است.

"سلامتي يك حالت رفاه جسمي، رواني و اجتماعي است نه فقط فقدان بيماري و ناتواني. "سازمان بهداشت جهاني" همچنين تأکيد دارد كه هيچ يك از موارد فوق بر ديگري برتري ندارد.

براساس تعريف فوق سلامت روان به عنوان عامل مهمي در سلامتي شامل آسايش ذهني، احساس خود توانمندي،‌ خود مختاري، كفايت، درك همبستگي بين نسلي و شناخت توانايي خود در محقق ساختن ظرفيت‌هاي عقلي و هيجاني خويش است.

به عبارت ديگر مي‌توان گفت بهداشت‌روان حالتي از رفاه است كه در آن فرد توانايي‌هايش را باز مي شناسد و قادر است با استرس‌هاي معمول زندگي مدارا كند، از نظر شغلي مفيد و سازنده باشد، براي اجتماع خود نقشي ايفا كند و با ديگران مشاركت و همكاري داشته باشد. به طور کلي بهداشت روان به همه افراد مربوط است نه فقط به كساني كه از بيماري رواني رنج مي برند.

البته بايد اذعان داشت كه در افراد بي‌خانمان، تهيدستان، افراد بيكار و با سطح تحصيلات پايين،‌كساني كه قرباني خشونت بوده‌اند، مهاجران و پناهندگان، كودكان، نوجوانان و زناني كه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و افراد سالمند كه مورد غفلت و بي‌توجهي واقع شده‌اند، بيشتر ديده مي‌شود.

متأسفانه در بخش عظيمي از دنيا به بهداشت روان و بيماري رواني به اندازه سلامت جسماني و بيماري جسمي اهميت داده نمي‌شود و مورد غفلت و بي‌توجهي قرار گرفته است.

بنا به تعريف سازمان بهداشت جهاني، بهداشت روان، عبارتست از: قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب. در نهايت مفهوم بهداشت رواني عبارت است از تامين رشد و سلامت رواني فردي و اجتماعي، پيشگيري از ابتلا به اختلال رواني، درمان مناسب و بازتواني آن.

بازدید 3769 بار آخرین ویرایش در سه شنبه, 09 آذر 1378 ساعت 03:30
برای ارسال نظر وارد سایت شوید
شما اینجا هستید: خانه